close
چت روم
جوک خفن

جوک خفن

جوک خفن

جوک خفن
جوک خفن
جایگاه شما !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هــــــــود چـــــــــرا کار نمکینه؟

..
..
..
..
مادر زن رابین هود خطاب به دخترش!!!نیشخند

 


.

.

.

 

حموم رفتن زمان ما :
میرفتیم تو حموم
یه شیرو باز میکردیم، دندونامون میریخت کف حموم از سرما!
اون یکیو باز میکردیم، مث آب سماور در حال جوش بود!
یه عر میزدیم از سوزش،
مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر
بعد با اون صابون زرد گنده ها
که مثه چرکِ خشکیده بود، میفتاد به جونمون
تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد!
یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم
که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم!
بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو
که انگار داعش به شپشا حمله کرده
بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن!
بعد از همه اینا جان گُدازترینش کیسه کشیدن بود!
دو لایه از پوستمونو بر میداشتن،
فک میکردن چرکه! باز ادامه میدادن
بعدِ حموم صدتا لباس تنمون میکردن،
یه روسرى به کله مون، یه یقه اسکى هم روى همش
بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم،
میگفتن: ببین چه راحت خوابیده :| :(

 

.

.

.

 

امروز با سر و صدای مامان بابام از خواب پریدم
رفتم بیرون میپرسم چی شده !؟
بابام میگه من دیشب خواب دیدم یه زن دیگه گرفتم
واسه مامانت تعریف کردم ،
اونم گیر داده باید همین الان بخوابی و طلاقش بدی :|

 

بقیه در ادامه مطلب

جمعه 03 بهمن 1393


 عاقا دیشب رفتم خونه عموم دیدم پسر عموم داره با یه دختره چت میکنه .

 

انقدر محو شده بود متوجه نشد من دارم نوشته هاشو میخونم .

 

 

بعددیدم نوشته "این شماره ی منه فقط یه تک بزن" دختره هم هی ناز میکرد.


 

پسر عموم شماره جدید منو نداشت منم تا قبل از این که دختره زنگ بزنه .

 

 

یه تک به پسر عموم زدم بعد یه اس دادم گفتم اینم شمارم


 

تا یه هفته پیش برام شارژ میفرستاد باهام حرفای عاشقانه میزد

 

 

تا اینکه خواهرش قضیه رو لو داد

 

 

الان باهام قهر کرده فک کنم منو میبینه یاد حرفای عاشقانش میفته خجالت میکشه


 

ولی خیلی حال میداد حیف که زود تموم شد

 

نیشخند

جمعه 19 مهر 1392

واقعا زورتون میاد لایکو بزنید عایا؟؟نگران

 

بقیه در ادامه مطلب

شنبه 06 مهر 1392

 

 
جوک جدید


از بعضیا میپرسی اسم بچه تونو چی گذاشتید ؟

یه چیزی میگن که مجبور میشی بعدش بپرسی به سلامتی حالا دختره یا پسر !؟

.

.

.

لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟

گفت: از بی ادبان

گفتند: قبل از اینکه ادب بیاموزی از کجا تشخیص دادی اونا بی ادبن؟

گفت: خب دیگه خفه شین !

.

.

.

تا حالا دقت کردین کسایی که خروپف میکنن ، زود تر خوابشون میبره !؟

.

.

.

گاهی انقد تو کارام “دس دس” میکنم

که یهو اطرافیانم پا میشن شروع میکنن رقصیدن !

.

.

.

امسال نمایشگاه کتاب نرفتم ، خودم تو خونه سیب زمینی سرخ کردم خوردم !

.

.

.

مامان بقیه : صبح شده پاشو دیگه

مامان من : صبح شده بخواب دیگه !

.

.

.

کنترل تلوزیون ما به درجه ای از عرفان رسیده

که اگه باتری هاشو هم دربیاری ولی چند بار بزنی پشتش بازم کار میکنه !

.

.

.

ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺗﻮﻗﻊ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﺯﺕ ﺍﻻﻥ ﭘﯿﺪﺍ بشی

ﻓﻘﻂ ﺑﯿﺎ ﺑﮕﻮ ﺍﮔﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺪﻧﺴﺎﺯﯼ ﻧﺮﻡ !

.

.

.

فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت ۶ با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی

پاشه بره بیرون حلیم بخوره ، پارک بره ، ورزش هم کنه

بعد ساعت ۹ برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه !


کلی جوک گذاشتم برید ادامه مطلب یعنی خیلی زیاد

جمعه 05 مهر 1392
 
 
جوک جدید
دختره نوشته باید دامپزشک باشی تا بفمی بعضیا چشونه !
کامنت دادم چت شده عزیزم ؟

بلاکم کرد ........!

عایا بی دلیل بلاک کردن دامپزشکانکار خوبیست؟ نیست ؟سوال
بقیه در ادامه مطلب
 

پنجشنبه 04 مهر 1392

جوک جدید

 

من تو عمرم ۳ بار بیشتر دروغ نگفتم ....

اینم چهارمین بار!نیشخند

 

بقیه در ادامه مطلب

پنجشنبه 04 مهر 1392

اگه نری ادامه مطلب با حال ترین پست سایت پرشین78 رو از دست دادی

.

.

.

قسم میخورم سر کاری نیست


پنجشنبه 04 مهر 1392

 

جوک جدید

با دختر عمم رفتیم عطاری به فروشنده میگه 1000 تومن زردچوبه بده 1000 تومن فلفل سیاه بده، بعد فروشنده کشیده داده،بعد دختر عمم میگه خب عاقا چقدر میشه؟
من :|
فروشنده :|
1000 تومن زرچوبههِ :|
1000 تومن فلفل سیاهِ :|

ینی جا داره همینجا به عمه گرامیم یه خسته نباشید بگم با این دختر بزرگ کردنشخنثی

 

بقیه در ادامه مطلب


پنجشنبه 04 مهر 1392

 

جوک جدید

بچه که بودم یه آبـمـیوه گیری داشتیم که وقتی روشنش میکردیم.....

رسـمــا رم میکرد و عـلاوه بر صدا و ویـبـره میرفت یه دوری مـیزد توآشـپزخونه

 

بعد بابام همش منو مــامور میـکرد ایـنو نــیـگر دارم تا خودش هویجا رو آب بگیره!

دقیقن حس اون کارگرایی رو داشتم که با این مته بزرگا آسفالت رو سوراخ میکنن

 

بقیه در ادامه مطلب

 

چهارشنبه 03 مهر 1392

جوک جدید

دروغ می گن هوای خوزستان الودس .
من خودم امروز چشمام رو بستم و دو تا نفس عمیق کشیدم هیچ اتفاقی هم نیافتاد فقط وقتی چشمامو باز کردم دیدم تو یه اتاق سفیدم چند نفر هم با لباس سفید دارند به من تنفس مصنوعی میدنخنثی

 

بقیه در ادامه مطلب

چهارشنبه 03 مهر 1392

 

 

چندتا چیز باحال گذاشتم محض خنده..!!

 

یعنی ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ :|
یه ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ .. ﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺸﺶ ﻣﯽ ﺩﻡ…
ﺳﺮﯼ ِ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﻓﺤﺸﺶ ﺩﺍﺩﻡ ، ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺯﺩه
ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﻤﺎﺍ !

.

.

چقدر خوبه وقتی که داری جوجه کباب درست میکنی خودش بچرخه و بگه : اینجام … اینجام … اینجام نپخته …این دانشمندا چیکار میکنن پس ؟ الکی دارن فقط حقوق میگرن …

.

.

سر کلاس تنظیم خانواده استاد گفت:

کسی اینجا متاهله؟

یکی از بچه ها گفت : من!

همه یجوری برگشتن نگاش کردن

در این حد که طرف گفت:

خب باشه طلاقش میدم..!!

.

.

یه قانون نانوشته هست که میگه:

مهم اینه که با تقلب نمره بیاری وگرنه با خرخونی که همه ۲۰ میشن!!

.

.

یه دختری منو ادد کرده!

قسمتی از چت:

دختره:سلام

من:سلام

دختره:نه مثل اینکه کم کم داره ازت خوشم میاد..

 

.......

خوب بودن؟؟نگران

 

بقیه در ادامه مطلب بَعله

 

سه شنبه 02 مهر 1392

 

اینــ ــم بــ ــرادر رونالدو

کــ ــلا تقبل الله


دوشنبه 01 مهر 1392

خداییش شباهتو!!!!

دوشنبه 01 مهر 1392

 

ینی احترام گذاشتنش تو حلق همتون


عکس های سوژه های طنز و خنده دار فقط در آسیا www.taknaz.ir

به من بگید دقیقا داره با دوربینش چیو میگیره؟
تصاویر سوژه های طنز و خنده دار خارجی (45)  www.taknaz.ir

دوشنبه 01 مهر 1392

دارم به شوخی به مامانم میگم:

 

مامان خانم  میز مبل برای گل گذاشتن روش نیست ...

 


 

واسه اینه که پامونو بذاریم روشششششششش حالشوووووو ببریم ..


 

میگه پس  اون جارویی هم که تو خونس برای تمیز کردن خونه که نیس

 

برای خوردن تو صورت تو هستش  !خنثی

 

مامان با محبته ما داریم

 

بقیه در ادامه مطلب

دوشنبه 01 مهر 1392


فقط یه پسر ایرانی می تونه وقتی از سر جلسه امتحان میاد


بیرون با نیشی باز و خیلی خوشحال بگه افتضاح دادم!


یعنی سرخوش تا این حد.

 


نقش شاگرد مغازه در فیلم های ایرانی:

 

+هی پسر بپر برو سر کوچه دو کیلو شیرینی بخر بیار

 

-چشم اوستاااا

 

 

 

زندگی جان

عزیزم!

نفهم!

بی شعور!

اگه مایلی یه چند قدمی باهام راه بیا.

حتما باید بهت فحش بدم ؟خنثی

 

بقیه در ادامه مطلب

 

 

دوشنبه 01 مهر 1392

 

بگیر بکپ ..............فردا مدرسه داری.

.

.

.

.

.

.
از امشب در خانه های سراسر کشورگریه

 

 

میرن ۱۰۰۰ متر زیر آب به ماهیه سیخ میزنن،

 

گاز که میگیره میگن ببینید چه خطرناک و وحشیه؟

 

بعد اسم برنامه رو میزارن جستجوی هیولا...

 

هیولا تویی، ول کن زبون بسته رو!خنثی

 

بقیه در ادامه مطلب

 

دوشنبه 01 مهر 1392

یک محقق ایرانی ثابت کرد که سوییچ ماشین برای خانمها

 

فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده شده اما

 

برای اقایون مصارف زیر را دارا میباشد.


 

1. خلال دندان


 

2. گوش پاک کن


 

3.وسیله در زدن


 

4.وسیله خاروندن سر - گردن و ... و تمام نقاط بدن


 

5. وسیله دفاعی


 

6.برای جدا کردن آدامس از ته کفش


 

7. برای بیرون آوردن سنگ ریزه و یا پیچ از تایر خودرو


 

8.جدا کردن سنگ از رو نون سنگک


 

9.قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه


 

10. نوشتن انواع یادگاری


 

و . . .


 

در روزهای آینده ادامه تحقیقات فاش خواهد شدسبز

دوشنبه 01 مهر 1392

روایت داریم تو جهنم هم کولر هس،

 

اما کلیدش تو بهشت پیش باباهاست از همون جا هم هی خاموشش میکنن

 

 

ساعت يک نصفه شب همراه اول اس داده :

 

مشترک گرامى همراه اول شب خوشى را براى شما آرزو مند است!

 

يكى نيست بگه ميخوام ساعت يک نصفه شب برام شب خوش آرزو نكنيد.!!!

 

والااااااااااااخنثی

 

بقیه در ادامه مطلب

 

دوشنبه 01 مهر 1392


آیا می دانید تاثیر جمله
«این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد»
به مراتب بیشتر از
جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید» می باشد !
یکم خجالت بکشیم

 


 

 

خوابیم اگرچه مرد میدان هستیم
خیر سرمان رستم دستان هستیم
وقتی به «داداش کایکو» نیازی باشد
گوییم که: «نه! ما ایکیوسان هستیم»!

 



 

پا تختی چیست؟
همان جشن نیکوکاری یا گلریزان برای عروس و داماد است
که برای حفظ آبروی زوج جوان نام پاتختی را برآن نهاده اند!

 


 

پلیسه به یارو میگه :
گواهینامه داری؟
میگه :
بزار داشبورد رو ببینم شانس بیاری که داشته باشم ، کارت راه بیفته !خنثیبعله

 



بقیه در  ادامه مطلب

دوشنبه 01 مهر 1392

پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»، متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: «خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!»، در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم: «بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!»،

بابایی با چشمانی غضب آلوده می گوید: «نخیر! از اونجایی که من سلطان خانه هستم و توی یکی از داستان ها شنیدم سلطان جنگل هم همین کار رو می کرد و ابتدا می کشید و سپس تحقیقات می کرد، در نتیجه من همین روال را ادامه خواهم ...» بابایی همانطور که داشت حرف می زد یک دفعه بیهوش روی زمین افتاد، باز هم مامانی با ملاقه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود، این روزها مامان به خاطر تمرین های مستمرش در روزهای آمادگی اش به سر می بره و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب شده، ملاقه با آنچنان سرعتی به سر بابایی اصابت کرد که با چشم مسلح هم دیده نمی شد.

 

بقیه در ادامه مطلب

دوشنبه 01 مهر 1392


 يکي از فانتزيام اينه که يه شب باروني ببينم دارن يه دختره رو اذيت ميکنن منم برسم بهشونو دخل تک تکشونو بيارم !
بعد دختره رو از رو زمين بلند کنم و کتمو دربيارم بدم تنش کنه …
بعد سرشو بياره بالا تو چشام نگاه کنه و بگه ميشه اسمتو بدونم ؟ بعد من از توي کتم يه سيگار دربيارم روشن کنم ،
بعد يه پوک عميق بگيرمو يه لبخند مليح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ، بعد دود که رفت کنار من غيب شده باشم و اونم يهو بيفته رو زمينو سرشو بياره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدااااااااااااا



يکي از فانتزيام اينه که يه پيرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بيمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگيشو به نام من بزنه و بميره ؛ وقتي بچه هاش منو پيدا ميکنن که پولارو بگيرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم برداريد نامردها ، اوني که با ارزش بود پدرتون بود …



‏يکي ازفانتزي هاي دانشگاهيم اينه که با بچه ها يه برنامه بزاريم نمره ها که اومد بريم تو افق محو بشيم !


‏يکي ديگه از فانتزيام اينه که متاهل بشم حسرت دوره ي مجرديمو بخورم و بسوزمو بسازم …زبان

 

بقیه در ادامه مطلب

دوشنبه 01 مهر 1392


آخرين کلمات يک ملوان زيردريايي : من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…

 

آخرين کلمات يک متخصص خنثي بمب : اين سيم آخري رو که قطع کنم تمومه…

 

آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز : گفتي تا چند بشمرم؟

 

آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمي نيست…

 

آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره…

 

آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟

 

آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد…

 

بقیه در ادامه مطلب

دوشنبه 01 مهر 1392


۱_ هرروز صبحانه چای با نون و پنیر میخوری.

 

۲_ در روز حداقل ۵ بار از واژه‌های عزیزم / قربونت برم / اختیار دارین / شرمنده استفاده میکنی.

 

۳_ هر دومین جمله رو با ببین شروع میکنی.

 

۴_ اگر ساعت ۵ قرار داشته باشی ساعت ۶ از خونه بیرون میری.

 

۵_ بابا مامانت میخوان که دکتر مهندس شی.

 

۶_ مامانت حداقل دو بار در روز بهت میگه بچم قربونت بشم.

 

۷_ تا از یه مهمونی یا عروسی میای شروع میکنی به غیبت.

 

۸_ هروقت که به یک رستوران ایرانی میری موقع حساب به گارسون میگی قابلتون رو نداره.

 

۹_ کمد لباسات پر از لباسای ِ مشکیه.

 

۱۰_ توی توالت خونتون آفتابه دارین !

 

بقیه در ادامه مطلب

دوشنبه 01 مهر 1392

تاريخچه تقلب از جايي شروع مي شود كه " حسن كچل " براي نخستين بار به مكتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهيانه كودكان مكتب بود ؛ ليك حسن كچل از روي تنبلي چشمان چپش را بر روي ورقه ي همزاد انداخت تا نكته اي بس ارزشمند از ورقه ي فوق الذكر دشت كند .

اين بود كه اولين تقلب تاريخ بشري رقم زده شد . البته اين تقلب با روش هاي بسيار ابتدايي بشري رقم زده شد. البته اين تقلب باروش هاي بسيار ابتدايي (در مقابل ترفند هاي كنوني ) صورت گرفت . بدين ترتيب كه حسن با كلي زور زدن خود را به بالاي ورقه ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را كش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلايي خود را آغاز كرد .

 

روش هاي نوشتاري

1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روي ديوار ، روي ميز ، پشت نيمكت ، زير نيمكت ، پشت لباس يا مانتوي دانش آموز جلويي ، ...
3. نوشتن به روي دستمال كاغذي ، پاكت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن در حفره هاي مختلفي از جمله بيني ، دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ...

 

روش هاي باكلاس

1. استفاده از ماشين حساب مهندسي
2. استفاده از موبايل
3. استفاده از آيينه ، موچين ، لوازم آرايشي ، فيلم ، عكس ، ...

 

روش هاي بي كلاس

1. شيره ماليدن بر سر يكي از بچه درس خون ها
2. خم كردن سر به روي ورقه ي طرف به صورت تابلو

 

توجه :

اگه در اين امر تبحر كافي نداريد ، اصلاً سمت اين كار نريد ؛ كه عواقبي جز‌ء ضايع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .

دوشنبه 01 مهر 1392

فرانسه:
پسر: بن ژور مادام! حقيقتش رو بخوايد من از شما خوشم آمده و ميخواهم اگر افتخار بديد با هم آشنا شيم!
دختر: با کمال ميل موسيو!

ايتاليا:
پسر: خانوم من واقعا شمارو از صميم قلب دوست دارم و بسيار مايلم که بيشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پيشنهاد شمارو با
کمال ميل مي پذيرم!

انگليس:
پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده مي ميخوام اگه مايل باشيد باهم باشيم!
دختر: چرا که نه؟ ميتونيم در کنار هم باشيم!

ايران:
پسر: پيــــــــــــــــــس ... پيس پيس ...
پـــــــــــــــــــــــيــــــــــــــــس ... پيييييييييييييس ...
ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ...
ســــــــــــس ... ســـــــــــــــــــــــــــــــــــس ...
پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ...
هووووووي با تواما! بيا شماره مو بگير بزنگ!
دختر: خفه شو! کصافطِ عوضي! مگه خودت خوار و مادر نداري
راه افتادي دنبالِ ناموس مردم،بي ناموس!
شماره تو ميگيرم فقط واسه اينکه شرتو زود کم کني!
ساعت 10 زنگ ميزنم!


دوشنبه 01 مهر 1392

توجه:شمایی که جنبشو نداری ببینی من ازت سر ترم انقد دیس لایک نزن برا مخاطب خاص!!!!!

 

 

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

 

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

 

دانشجويان پرسر و صدا : گروه ليانشانپو

 

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

 

خانواده دانشجويان : بينوايان

 

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

 

بقیه در ادامه مطلب

دوشنبه 01 مهر 1392

روباه به کلاغ : چه سری چه دمی، یه آواز بخون


کلاغ پیتزا زد زیر بغلش و گفت :


آن موقع که گولم زدی کلاس دوم بودم الان لیسانسم !


روباه میگه: میبینم پیر شدی پروبالت ریخته


کلاغ تا بالهاشو باز میکنه پز بده پیترا میفته !


روباهه پیتزا رو برمیداره میگه :


اوسگل اون موقع منم سرباز معلم بودم حالا استادم ! نیشخند

پنجشنبه 28 شهريور 1392

بیوگرافی جواد خیابانی

 

نام : جواد

 

نام خانوادگی : خیابانی

 

استعداد ها :

 

- قابلیت تشخیص خستگی بازیکن از روی ساق پای آنها

 

- گزارش همزمان ۱۰ مسابقه فوتبال،

 

- پیشگویی اینکه هر تیمی که ببازه یعنی اینکه بازی را باخته

 

و هر تیمی که ببره یعنی بازی را بُرده

 

- گزارش کامل یک مسابقه در ۵ ثانیه : اسپانیا یه گل زده، داوید ویا هم زده،

 

خیلی قشنگم زده، ۵ دقیقه پیشم زده!

 

- قابلیت گفتگو با بازیکن از فاصله ۱۰۰۰ متری…به عنوان مثال :

 

گگللللللللللل … نه … نه … نهههههه! گل نبووود! …

 

کریم عصبانی نشو… کریم نبایداین کارا رو بکنی! ….

 

داور می خواد کارت بده…نه داور کارت نده!/ «ابتدای بازی ایران و کره شمالی»

 

افتخارات :

 

پیدا کردن بازیکنان مخفی شده : سرزن های لیورپول کوشن؟ آها یکیشون رو دیدم!

 

گزارش راز بقا : گنارو گاتوسو مثل یک پلنگ زخمی که شکارش از دستش فرار کرده

 

 دنبال توپ می دوه و دل پیرو هم می دونه اگه تو چنگ این پلنگ زخمی بیفته کاری ازش

 

برنمیاد/«بازی میلان و یوونتوس چند سال پیش»

 

خدایی از این یکی نمیشه گذشت:

 

بواتنگ، نه ببخشید آلابا، شایدم گوستاوو بود که مرتکب پنالتی شد

 

به هر حال یکی اونجا پنالتی کرد/ «بازی دورتمند – بایرن

 

اینم الان گفت :

 

در این لحظه , در این بازی , در این ورزشگاه و در این منطقه توپ رو به بیرون میزنهخنثی

پنجشنبه 28 شهريور 1392


داریم کم کم نزدیک می شیم به روزی که یه پسر از خودش



عکس بذاره زیرش بنویسه

 

 


این منم بدون آرایش..خنثی

 

بقیه در ادامه مطلب

پنجشنبه 28 شهريور 1392

جاستین دختر گل باز ریدی به خودت؟؟عایا؟؟خنده
 
ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻛﺎﺭﻯ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﻰ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮﻡ

 
ﻧﺎﺧﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻮﺩ، ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻝ ﺍﻧﮕﺸﺘﻢ ﺟﺰﺀ
 

ﻧﺎﺧﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻰ ﻛﺮﺩخنثی
 
این دیوث الان پسره؟؟قیافشوخنثی
بقیه در ادامه مطلب

پنجشنبه 28 شهريور 1392

ﺩﺍشتم ﻓﯿﻠﻢ ﺍﮐﺸﻦ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ دختر خالم ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻬﻢ ﺯﺩ . ﻣﯿﮕﻢ:


ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟؟


ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺣﺲ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ 3 ﺑﻌﺪﯼ ﺑﻬﺖ ﺑﺪﻡ …
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺧﻮﺑﻪ ﺣﺎﻻ ﻓﯿﻠﻤﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮد!!!نیشخند

 

بقیه در ادامه مطلب

پنجشنبه 28 شهريور 1392

امروز در اوج بی پولی به حالت طعنه این اس رو از خوابگاه بعداز یه ماه به مامانم زدم:
سلام مامان
خوبین؟خوشین؟
بابا چه طوره؟
پول لازم ندارین؟اگه لازم دارین بگین براتون بفرستم…پول هستاااا..!!
.
.
.
.
مامانم جواب داد:
سلام پسرم
چه قدر می تونی بفرستی؟!

 

********

 

جواب ایرانی ها به اس ام اس یه ناشناس :

دهه پنجاهی: حتما” اشتباه فرستاده
دهه شصتی بعد چند بارتکرار: شما؟
دهه هفتادی:هنوز عرقه پیام خشک نشده u؟
دهه هشتادی: کدوم یکی هستی؟
اینطور پیش بره نودی ها شماره ناشناس ندارن…

 
********
 

پسربه دختره:کجا میری؟ دختر:میرم خودکشی کنم! پسر:پس چرا اینقد آرایش کردی؟ دختر:آخه فردا عکسم تو روزنامه ها چاپ میشه!

پنجشنبه 28 شهريور 1392


یارو ۱۰ کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش میشه ، ولی حاضره ۱۲ کالری بسوزنه اون دو تا تیکه میوه باقیمونده ته قوطی و در بیاره

 

———

 

هیچ کادوی زشت و به درد نخوری دور انداخته نمیشود !فقط از خانه ای به خانه دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل میشود !

 

———

 

من نمیدونم این مامانا که وسایل خودشون رو یه جایی میزارن,بعد خودشونم یادشون میره کجاس … چه جوریه که تو پیدا کردن وسایلیکه ما به اصطلاح تو ۷ تا سوراخ موش قایم میکنیم تبحر خاصی دارن

 

———

 

اندر حکایت اختلاس بزرگ:شهرام جزایری: «منو از اینجا بیارین بیرووووون… اینا دارن منو مسخره میکنن… به من میگن آفتابه دزد!!!»

 

———

 

 

خدایا فقرای کشورم را به سومالی منتقل کن تا از کمک های ما برخوردار شوند!

بقیه در ادامه مطلب

پنجشنبه 28 شهريور 1392



دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا هاشو میخوردن

 


یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور

 

رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟



 

بقیه در ادامه مطلب

چهارشنبه 27 شهريور 1392

مي گويند "مريلين مونرو" يک وقتي نامه اي نوشت به "آلبرت اينشتین" که


فکرش را بکن که اگر من و تو


ازدواج کنيم، بچه هايمان با زيبايي من و هوش و نبوغ تو، چه محشري مي شوند!


آقاي اينشتین هم نوشت؛ ممنون از اين همه لطف و دست و دلبازي خانم. واقعا هم که چه غوغايي


مي شود!ولي اين يک روي سکه است. فکر اين را هم بکنيد که اگر قضيه بر عکس بشود،


چه رسوايي بزرگي بپا مي شود!خنثی

 

بقیه در ادامه مطلب

سه شنبه 26 شهريور 1392

 

عاقا من يه عمو دارم اسمش ناصره.وقتي بچه بودم فانتزيم اين بود


كه يه روزم كه شده جاي پسر عمم ميبودم


و عَمومو به جاي "عمو ناصر" صدا ميزدم "دايناسور" (دايي ناصر)

 

اما از بچگي عادت داشتم به مرگ آرزوها (!)

 

بقیه در ادامه مطلب

سه شنبه 26 شهريور 1392

 

یکی از دروغای رایجی که تو اس ام اس گفته


میشه “من رسیدم”ـه در حالیکه هنوز از خونه بیرون نزدی!

 

بقیه در ادامه مطلب

سه شنبه 26 شهريور 1392

یکی از فانتزیام اینه بغل ی باجه تلفن وایسم


تا ی خانوم اومد بغلم بگم:همین که گفتم یا بیست میلیونو


میارید یا دیگ بچتونو زنده نمیبینید,بعدش تلفنو محکم بکوبم


و رد شدنی ی زیر چشی به بچه اون خانومه نگاه کنم.یعنی به آرزوم میرسم؟شیطان

 

 

بقیه در ادامه مطلب


سه شنبه 26 شهريور 1392

تبلیغات


تبلیغات

 


kingsera



تبليغات

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
محل تبلیغات متنی شما
روزیکس | مرجع وبمسترها
موبایل اسکای مرجع موبایل
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 302
    کل نظرات : 192
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
    تعداد اعضا : 40
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 39
    بازديد ديروز : 107
    بازديد کننده امروز : 10
    بازديد کننده ديروز : 49
    گوگل امروز : 0
    گوگل ديروز: 15
    بازديد هفته : 243
    بازديد ماه : 1,515
    بازديد سال : 2,363
    بازديد کلي : 196,693
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.198.3.15
    مرورگر :
    سيستم عامل :